این سروده را اگر خواندید لطفا" ذیلش را هم مرور فرمائید

یاد دارم در غروبی سرد سرد

میگذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد :کهنه خالی می خرم

دست دوم ،جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه،خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه هست و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگی است؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا" مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت: آقا سفره خالی می خرید؟

ظاهرا" این سروده از میرداود موسوی است

این شعر خیالی و یا رویائی و یا اینکه شاید واقعی را خوانده و متاثر شدم در کشورهای جهان سومی بویژه آفریقائی که متاسفانه مسلمان هم هستند از این مفاهیم که عملا" لمس میشود بیشتر مشاهده می گردد عفریت فقر در هر کجا که بال بگستراند نه اینکه سایه اش موجب دل خنکی مردم نمی شود برعکس موجبات از هم گسیختگی اساس خانواده و جامعه می شود

از این بابت که شاعر در شعرش آورده :دختر آن خانواده بی روسری بیرون رفته است نشان می دهد که نباید در کشور اسلامی بوده باشد چون رعایت حجاب از اوجب واجبات است و اگر در خانواده مسلمان اتفاق افتاده باشد شاید هم سنش پائین بوده است و یا اینکه خیلی دلهره و عجله داشته و نتوانسته رعایت مسئله شرعی نماید علی رغم اینکه رعایت حجاب و سایر شرایط دینی واجب است و منکر آنها نیستیم ولی این مسئله هم در این مورد وارد باشد که جناب ابوزر فرموده(اگر نمی فرمود هم اگرمشکلات استخوان سوز باشد احتمال داشتن گرفتاری محرز است) وقتی فقر از یک دری و یا پنجره ای وارد شود دین و اعتقاد از پنجره دیگر خارج خواهد شد

یعنی همچنین خانواده هائی بوده باشند که زندگی برایشان خیلی سخت شده باشد و پدر خانواده علیل و از کار افتاده باشد و فرزندانش هم یا کوچک باشند و یا محصل و یا اینکه شاید شغلی هم نبوده باشد و لذا نتوانند تامین معاش نمایند و بنیان خانواده در حال از هم پاشیدگی قرار گیرد در این راستا هرقدر قلم فرسائی شود باز کم است

ما در جهان هستی با این پدیده های زیاد مواجه شده و می شویم ولی آنچه اهمیت دارد این است که :

1-   اگر اینگونه انسانها در کشوری زندگی کنند(البته این چنین زیستن حیات نیست) که دارای منابع مادی ارزشمندی بوده باشند مثل برخی از کشورهای آفریقائی که دارای معادن خوبی است و مدیران کشور توان اداره اش را ندارند اینگونه زندگی کردن ،ظلم از جانب بی خردی سردمداران آن کشورهاست

2-   نه اگر در کشوری باشند که منابع خدادادی آن ضعیف بوده باشد و مدیرانشان نتوانند بسادگی معاش مردمشان را تامین نمایند در این راستا هم مواردی باید بررسی شود:

اولا" چرا مردم کشور ژاپن که تقریبا" کشورشان فاقد منابع غنی زیر زمینی است در آن همه رفاه و آسایش زندگی می کنند ؟

دوما" آیا در آفرینش خدشه وارد است ؟که نیست چون خداوند متعال اگر منابعی را که ما میشناسیم به اینگونه کشورها نداده است ولی عقل داده تا از منابع موجودشان برای بهتر زیستن بهره برده و مثل انسان و در شان انسان زندگی نمایند البته با افکار افرادی کاری ندارم که می گویند بشر فقط برای خوردن و خوابیدن نیامده است که باز باید عنایت داشته باشند که بدون داشتن امکانات اولیه زندگی ،هیچ کاری از انسان ساخته نیست اگر شک دارند به امکانات خانواده خودشان نظری بیندازند و دیگران را دعوت به آرامش و شکیبائی نفرمایند چون عاجز از هرگونه اقدام ،چاره ای جز صبر ندارد

من فقط به دو مورد اشاره کردم و می توان موارد بسیاری را در این بحث بر شمرد

انشاله در کشور ما همچو خانواده ای وجود ندارد والا هرگز نمی شود صبح را به پایان برد و مسلمان باقی ماند از طرف دیگر رئیس دولت هم یادآوری و تاکید کرده بودند که در کشور ما کسی نیست که به نان شبشان محتاج باشد انشاله که چنین باشد ولی لازم به یادآوری است که خداوند سبحان ما را نیافریده که فقط نان شبمان تامین شود چرا که بی بهره زیستن از این همه نعمات الهی بی توجهی به الطاف و عنایات خداوند متعال می باشد