بیاد جان باختگان قطار مرگ تبریز- مشهد
آذربایجان داغدار است
پائیز است و رنگارنگ طبیعتی که به هر رنگی می گراید الا رنگ سیاه ،رنگ غم و رنگ جدائی.اینک پائیزمان هم رنگ باخت پائیزی که فقط مژده سردی و برودت می داد ولی الآن ندای جدائی و مرگ به گوشمان رساند درست است که قطاری با تصادم از ریل خارج شد ولی افسوس که خیلی از خانواده ها را از ریل زندگی خارج ساخت قطار از ریل در رفت ولی چه زجر آور که زندگی عده ای از همشهریان عزیزمان را نابود نمود آنها رفتند ولی عده ای ماندند همیشه داغدار و پریشان،دیشب تا پاسی از شب در خدمت تعدادی از داغدیدگان تبریز بودم چنان در گوشه عزلت و سکوت فرو رفته بودند که گویی اصلا اتفاقی نیفتاده است هنوز از ابعاد فاجعه بیخبرند و هنوز سستند و گرفتار ابعاد نامفهوم حادثه
در این وادی بی مدیریتی حمل و نقل هر چه بگوئیم کم است ولی بی غرض باید بگوئیم که میشود کشور را بهتر از این اداره کرد میشود بجای شعارهای پوپولیستی ،خوب زندگی مردم را تامین کرد همان کسانی که فقط شعار می دهند ولی از سختی اداره امور بی خبرند و یا فراموش می کنند که نباید فقط شعار داد
میدانیم که خوب زندگی کردن حق مردم است تامین زندگی خوب مردم هم وظیفه مسئولین است و وظیفه همه مسئولین است نه فقط دولت،مجلس هم باید بفکر تامین نیازهای ضروری سازمان های خدمات رسان عمومی باشد عده ای می نویسند در فلان کشور چنین شده و میشود بلی اینجا ایران است نه کره است و نه ژاپن، ولی انسانها همه مخلوق خدایند چه کره باشد و چه کشور دیگر و چه ملت دیگر
مسئول هم مسئول است چه اینجا باشد و چه نقاطی دیگر از دنیا ،اما یک فرق اساسی است و آن اینکه آنجاها همه به قانون عمل می کنند و همه با هم زندگی می کنند و همه به همدیگر احترام می گذارند آنجاها هیچ چیز بعد از خدا بالاتر از مردم نیست و چون آن گونه است پس انسانها ارزش دارند بیائید از تکرار و تعدد این حوادث بکاهیم و اجازه ندهیم خانواده ای بی دلیل داغدار شود در این زندگی پر از درد و رنج و گرفتاری ،نیازی به تولید گرفتاریهای دیگر نیست
من بنوبه خودم به همه داغدیدگان این حادثه تسلیت عرض می کنم و از مسئولین عاقل می خواهم که برابر قانون با مسببانش برخورد قانونی کنند
در مورد واژه و تاریخ مردانقم هم مثل سایر نقاط تاریخی نقل قولهای مختلفی در کتب معتبر آورده شده است اما آنچه بیشتر به واقعیت نزدیکتر به نظر می رسد این است که قوم مرد،مارد،آمارد و یا امرد که التصاقی زبان بوده و حدود 2000 سال قبل از میلاد در سرزمین شمال ، آذربایجان و بویژه کناره های ارس و قفقاز سکونت داشته و تمدن آفرینی کرده اند و یقینا" از آن قوم بزرگ و متمدن آثاری در این مناطق به یادگار مانده که نیاز به تحقیقات بیشتری می باشد و در همین راستا می توان به ابزار آلات متعددی اشاره کرد که از مردانقم پیدا شده است بنابراین جز اول واژه مردانقم = مرداناغام از آن قوم گرفته شده است و" آنا " هم نام الاهه ای بوده که اکثر اقوام التصاقی زبان از جمله سومرها ،اورارتوها و غیره ستایش می کرده اند پس مرداناغام یعنی مرکز ستایش الاهه "آنا".